سولیرا (سدروس)؛ آنگاه که نور، نامی برای خویش برگزید در سرزمین کهن ایران، از روزگاری دور، انسان همواره در جستوجوی سه گوهر بوده است؛ نور، زیبایی و جاودانگی. نور را در خورشید میجست، زیبایی را در طبیعت، و جاودانگی را در هنر. سولیرا از همین جستوجوی دیرینه زاده شده است. نام «سولیرا» واژهای است که روح آن از روشنایی وام گرفته شده؛ «سول» یادآور خورشید، سرچشمه نور و زندگی، و «ایرا» آوایی لطیف و شاعرانه که در گوش جان، آرامش، شکوه و لطافت را زمزمه میکند. سولیرا را میتوان چنین معنا کرد: **«سرودِ نور»** یا **«زیباییای که از روشنایی متولد شده است.»** و چه چیزی سزاوارتر از مروارید برای روایت این معنا؟ زیرا مروارید، فرزند خاموش دریاست؛ گوهری که نه در آتش کوهستان، بلکه در صبر آبها متولد میشود. سالها در ژرفای سکوت میبالد، رنج میکشد، پنهان میماند، و سرانجام به کمال میرسد. در فرهنگ ایرانی نیز ارزشمندترین زیباییها همواره آنهایی بودهاند که از صبر زاده شدهاند. چنانکه سعدی میفرماید: «به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم» مروارید نیز حاصل همین کوشش خاموش طبیعت است.